لبنان، سرزمین تفاوتها

لبنان؛ سرزمین تفاوت ها

 

درباره لبنان

لبنان برای ما ایرانیان کشور به ظاهر آشنایی است که بارها اسم آن را شنیده ایم و کم و بیش ذهنیات مختلف و بعضاً متناقضی از آن داریم. لبنان، کشوری زیبا که القابی مانند "عروس خاورمیانه" و یا " پاریس شرق" را با خود به یدک می کشد، دارای تناقض و گوناگونی ای است که آن را به مقصدی تبدیل می کند که باید رفت. باید رفت تا فهمید ذهنیت ها با واقعیت ها تا چه اندازه می توانند متفاوت باشد. باید دید تا درک کرد که چگونه در یک سرزمین کوچک با تاریخی کهن ممکن است مردمی با تفاوت بسیار، قرن ها در کنار هم زندگی کنند و حقوق هم را به رسمیت بشمارند. لبنان سرزمین تفاوت هاست؛ چه در فرهنگ، چه در جغرافیا، چه در مذهب و چه در جاذبه های تاریخی و طبیعی.

جغرافیا:

جمهوری لبنان کشوری است با 10452 کیلومتر مربع مساحت (حدود 80 درصد مساحت استان تهران) که در شرق دریای مدیترانه قرار گرفته است. لبنان از شمال و شرق توسط سوریه، از غرب توسط دریای مدیترانه و از جنوب توسط سرزمین های اشغالی فلسطین، احاطه شده است.

 

 

لبنان به صورت نواری مستطیلی در امتداد مدیترانه قرار گرفته است که عرض آن در جنوب کم می شود. لبنان 225 کیلومتر در کنار مدیترانه امتداد داشته و عرض آن در بیشترین حالت به حدود 50 کیلومتر می رسد. لبنان را می توان به چهار ناحیه جغرافیایی تقسیم کرد: نوار ساحلی در امتداد مدیترانه، رشته کوه های لبنان، دره بقاع و کوه های شرقی لبنان (آنچه غربی ها Anti-Lebanon Mountains می خوانند)، که این نواحی موازی به ترتیب از غرب به شرق قرار گرفته اند.

سرزمین لبنان به شش قلمرو شمال، بقاع، بیروت، جنوب، کوه های لبنان و نبتیه تقسیم شده است که در آن میان بیروت تنها خود شهر بیروت را در بر می گیرد.

آب و هوای لبنان معتدل مدیترانه ای است. در نواحی ساحلی زمستان ها خنک و بارانی است در حالی که در نواحی کوهستانی زمستان ها بسیار سرد و همراه با بارش سنگین برف است که گاهی تا تابستان هم در ارتفاعات باقی می ماند. اکثر مناطق لبنان به جز مناطقی در شمالشرق که پشت ارتفاعات بلند بین آنها و مدیترانه هستند، باران خوبی را در طول سال دریافت می دارند.

جمعیت شهرنشین بالا (حدود 90 درصد) و جنگ های داخلی و خارجی متعدد صدمات جبران ناپذیری به طبیعت و تنوع زیستی لبنان وارد کرده است که همچنان نیز آثار آن قابل مشاهده است. در اغلب مناطق و به خصوص در اطراف شهرها توجه مناسبی به مدیریت استفاده از زمین و منظر نشده است و لطمات زیادی به طبیعت وارد آمده که به راحتی قابل مشاهده است. با این حال دولت لبنان توجه زیادی به حفظ منابع طبیعی موجود نشان می دهد و اهمیت بالای آن را، به خصوص در زمینه گردشگری، درک کرده است و مقوله اکوتوریسم در لبنان بسیار جدی گرفته می شود.

لبنان از کوچکترین کشورهای جهان است که علیرغم وسعت کم دارای تنوع جغرافیایی و طبیعی بالا و جالبی است. ذخیره گاه جنگل های سیدارِ شوف، ذخیره گاه جنگلی اِهدن، ذخیره گاه جزیره نخل، و تالابِ عمیق، از جمله مهمترین مناطق تحت حفاظت طبیعی در لبنان می باشند و مهمترین شاخص طبیعی لبنان جنگل های سدر آن هستند که از شهرت جهانی و اهمیت بالای ملی برخورداند. در لبنان 377 گونه پرنده، 70 گونه پستاندار و 47 گونه خزنده و دوزیست زندگی می کنند.

سیاست:

لبنان دارای ساختار سیاسی دموکراسی پارلمانی است که نظام خاصی به نام طائفی(Confessionalism) بر آن حاکم است. بر طبق میثاق ملی نانوشته ای در سال 1943، قدرت سیاسی لبنان به طور متوازن بین جوامع مذهبی تقسیم می شود تا جلوی نارضایتی های مذهبی-سیاسی گرفته شود. در لبنان رئیس جمهور همواره یک مسیحی مارونی، نخست وزیر یک مسلمان سنی، رئیس پارلمان یک شیعه و معاون رئیس مجلس و نخست وزیر ارتودوکس یونانی هستند. در نظام سیاسی و حقوقی لبنان سعی شده است تا برای فرقه های مختلف آزادی مورد نیاز در نظر گرفته شود تا بتوانند به راحتی در کنار یکدیگر زندگی کنند و از این رو قواعد فرهنگی و مذهبی خاصی بر قوانین و نظام سیاسی این کشور حاکم نیست.

تاریخ:

جغرافیای مناسب لبنان، قرار گرفتن آن در هلال بارور و بین مدیترانه و تمدن های بین النهرین، از جمله عواملی هستند که باعث غنای بالای تاریخی و تنوع فرهنگی و مذهبی در لبنان شده اند. اولین نشانه های تمدن در لبنان به حدود هفت هزار سال قبل و در جُبَیل بر می گردد که از اولین شهرهای تاریخ است و حتی شواهدی تاریخی از دورانی قبل تر نیز در آن کشف شده. لبنان در سال های 3000 تا 539 قبل از میلاد از تمدن بزرگ فینیقیه پذیرایی کرده است که از اولین اقوامی بودند که به تجارت دریایی مشغول شدند. پس از آن و با ظهور کوروش بزرگ، دو قرن هخامنشیان بر آن حکومت می کردند که اسکندر بر آنان فائق آمد. از آن پس نیز حکومت های زیادی بر این سرزمین تسلط پیدا کرده اند که مصری ها، آشوری ها، اعراب، رومی ها و سلجوقی ها از آن جمله هستند. عثمانی ها نیز از قرن 16 میلادی بر این سرزمین حکمرانی داشتند که بیش از 400 سال و تا بعد از جنگ جهانی اول نیز ادامه داشت.

جنگ جهانی اول پایان سلطه عثمانی ها بر لبنان است و از آن پس و تا بعد از جنگ جهانی دوم، لبنان مستعمره فرانسوی ها به حساب می آمد که تأثیر فرهنگی و سیاسی آن هنوز هم پابرجاست. لبنان در سال 1943 رسماً از فرانسه استقلال یافت اما حضور نظامیان تا سال 1946 ادامه داشت. لبنان در سال های آخر دهه 50 میلادی درگیر اختلافات داخلی شد اما پس از رشد و توسعه خود را آغاز کرد. روزهای خوب این کشور با آغاز جنگ داخلی در سال 1975به سیاهی کشید که تا سال 1990 ادامه داشت. پس از جنگ ویران کننده داخلی دوباره اوضاع رو به بهبودی و ثبات پیش رفت اما درگیری با اسرائیل و اشغال جنوب لبنان توسط آن و درگیری حزب الله با اسرائیل و حضور نظامی سوریه در لبنان، باز هم موجبات نا امنی و عدم ثبات را فراهم می شد. اسرائیل در سال 2000 از خاک لبنان عقب نشینی کرد که گام مهمی در پیشرفت و ثبات لبنان شد. ترور رفیق حریری، نخست وزیر سنی وقت لبنان، در سال 2005 و متعاقب آن خروج نظامیان سوری از لبنان و جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله در تابستان 2006 مهمترین اتفاقات اخیر لبنان بوده اند. پس از این حوادث لبنان به ثبات نسبی ای رسیده است که البته بسیار شکننده است و هر از چند گاهی زمینه اغتشاش و بر هم خوردن تعادل سیاسی در آن فراهم می شود.  

اقتصاد:

تولید ناخالص داخلی سرانه هر لبنانی در سال 2011، 15،523 دلار بوده است که حدود دو هزار دلار از میزان آن در ایران بیشتر است. لبنان اقتصادی در حال توسعه است که آینده خوبی را برای آن پیش بینی می کنند. هر دلار آمریکا در زمان سفر ما برابر با 1500 لیر لبنان، واحد پول لبنان که پوند لبنانی هم به آن گفته می شد، بود که در سال های اخیر نرخ تقریباً ثابتی بوده است و تغییر چندانی نداشته.

 تجارت آزاد و سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد لبنان حائز اهمیت است و قوانین از جمله قوانین مالیاتی، نیز از آن حمایت می کند. در حال حاضر سه چهارم اقتصاد در دست بخش خصوصی است که یک بخش بانکی قوی آن را حمایت می کند. اقتصاد لبنان بیشتر بر پایه خدمات است تا صنعت و کشاورزی. بخش صنعت اقتصاد لبنان بیشتر در قالب کسب و کارهای کوچک در زمینه بسته بندی و مونتاژ مجدد است که حدود 21 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد و در مقام دوم قرار دارد. کشاورزی نیز حدود 12 درصد تولید ناخالص داخلی را در دست دارد و چندان مورد توجه نیست.

خدمات محبوب ترین و بزرگترین بخش اقتصاد لبنان است که حدود 67 درصد تولید ناخالص داخلی لبنان را در دست دارد و شامل بانکداری و گردشگری می شود. همین وابستگی به خدمات، از جمله گردشگری، اقتصاد لبنان را در برابر ناامنی و عدم ثبات سیاسی آسیب پذیر کرده است.

قبل از جنگ های داخلی و در سال های دهه 70، صنعت گردشگری از وضعیت بسیار خوبی در لبنان برخوردار بود اما طی سال های جنگ داخلی و پس از آن مناقشات با اسرائیل، این وضعیت تضعیف شد. زیرساخت های گردشگری در لبنان بسیار مناسب بوده و در حال حاضر نیز در حال ترمیم و تقویت است. زیر ساخت های گردشگری لبنان وضعیت خوبی دارد و این کشور حساب ویژه ای روی گردشگری باز کرده است. به نظر می رسد مهمترین مشکل در سر راه توسعه این بخش ثبات سیاسی و امنیت می باشد. با این حال بیروت و لبنان از جمله مقاصد معروف گردشگری در دنیا به خاطر جاذبه های تاریخی، طبیعی و تفریحات شبانه هستند. وزارت گردشگری لبنان اعلام کرده که در سال 2009، حدود یک میلیون و هشتصد و پنجاه هزار گردشگر از لبنان بازدید کرده که رشد آن نیز ادامه دارد. تاریخ غنی، آب و هوای معتدل و سایت های تاریخی، در کنار سایر عوامل، باعث شده تا لبنان از محبوبیت زیادی در میان گردشگران برخوردار باشد. عربستان سعودی، اردن و به طور غیر منتظره ای ژاپن، مقام های اول تا سوم گردشگر را در لبنان در اختیار دارند.

فرهنگ و آموزش:

سیستم مدرسه ای در لبنان در سه مقطع و 12 سال و به صورت 6-3-3 طراحی شده. لبنانی ها می توانند پس از دبیرستان به دانشگاه، کالج یا مؤسسات آموزش کاربردی بروند. سطح کیفیت آموزش عالی در لبنان بالا است و دانشگاه های زیادی در آن وجود دارد که در منطقه شاخص هستند. مهمترین دانشگاه لبنان دانشگاه آمریکایی های بیروت می باشد که اغلب در رتبه بندی های خاورمیانه رتبه اول را حائز می شود. این دانشگاه از قدمت بالایی برخوردار می باشد و بسیاری از مشاهیر لبنان و حتی منطقه، از جمله پروفسور محود حسابی، فارغ التحصیل این دانشگاه هستند.

عربی زبان رسمی در لبنان است هر چند که فرانسه، به دلیل مستعمره بودن، و بعد از آن انگلیسی، به دلیل تمایل به زندگی مدرن و تحصیلات، نیز زبان هایی هستند که می توان بوسیله آنها با اغلب مردم ارتباط برقرار کرد. با این حال اگر با مردم عربی صحبت کنید، هر چند کم و دست و پا شکسته، با استقبال و برخورد گرم آنها مواجه خواهید شد.

ترکیب مذهبی در لبنان بسیار متنوع و در نوع خود جالب می باشد. حدود 27 درصد سنی، 27 درصد شیعه، 21 درصد مسیحی مارونی، 8 درصد ارتدوکس یونانی، 5 درصد دَروز (که عقایدی شبیه به اسلام دارند ولی خود را مسلمان نمی دانند و جزو حدود 60 درصد مسلمان لبنان به حساب می آیند)، 5 درصد کاتولیک یونانی و 7 درصد سایر فرق مسیحی مانند ارمنی که 4 درصد جمعیت است، می باشد (حدود 39 درصد از کل مسیحی). در 60 سال اخیر نسبت مسیحی ها به مسلمانان در لبنان رو به کاهش بوده است که افزایش مهاجرت مسیحیان و افزایش نرخ زاد و ولد در میان مسلمانان را از دلایل آن بر می شمرند. در لبنان 18 فرقه مذهبی رسمی وجود دارد که 4 تای آن از اسلام، 12 تا از مسیحیت، یکی دروزی و یکی یهودی است.

شیعیان لبنان بیشتر در بقاع، جنوب بیروت و جنوب لبنان زندگی می کنند و سنی ها بیشتر در غرب بیروت، ساحل جنوبی لبنان و شمال لبنان ساکن اند. مارونی ها نیز که بزرگترین جماعت مسیحی لبنان هستند، بیشتر شرق بیروت و کوه های لبنان را برای زندگی انتخاب کرده اند.

لبنان به عنوان یکی از مراکز مهم شیعی جهان به شمار می رود. جبل عامل، مرکز شیعیان جنوب لبنان، نواحی کوهستانی جنوب لبنان و دره بقاع را در بر می گیرد که از اولین مراکز مذهب شیعه بوده است. ریشه آن به قرن اول هجری و زمانی بر می گردد صحابی پیامبر و یاران حضرت علی مانند سلمان فارسی، عمار یاسر و به خصوص ابوذر غفاری که دوران تبعید خود را در این ناحیه سپری می کرده، به ترویج عقاید و تفکرات اسلام و حضرت علی در این ناحیه پرداخته اند. تا قرن هفتم هجری حوزه علمیه جبل عامل همچنان به ترویج و تحقیق در مذهب شیعه می پرداخته و علمای آن مراودات مهمی با علمای امامیه در عراق داشته اند. با آغار اثر صفویه در ایران و حاکم شدن مذهب تشیع، علمای جبل عامل با دعوت شاهان صفوی، به ایران آمده و نقش مهمی در ترویج تشیع در ایران داشتند که شیخ بهایی از جمله آنان است. در حال حاضر نیز حرکت علمی در این حوزه همچنان ادامه دارد اما از شدت آن کاسته شده است و بسیاری از علمای آن برای تحصیل به عراق یا ایران می روند. امام موسی صدر و علامه سید محمد حسین فضل الله از چهره های برجسته معاصر این حوزه بوده اند.

همانطور که از تفاوت مذاهب در لبنان می توان متوجه شد، فرهنگ نیز در میان لبنانی ها متفاوت است؛ از فرهنگ باز و مدرن در میان مسیحی ها تا فرهنگ سنتی و پایبند به اصول در میان مسلمانان. اگرچه در میان مسیحیان نیز می توان افرادی پایبند به سنت و مذهبی و در میان مسلمان مدرن گرا ها را پیدا کرد. لبنانی ها با گردشگران مهمان نواز و خوش برخورد هستند. تعداد بالای مهاجرین در میان لبنانی ها باعث شده تا هر کدام از آنها ارتباطی با سایر کشور ها داشته باشند. چه در قالب افرادی از نزدیکان که در آنجا زندگی می کنند و چه اینکه خود آنها مدتی در سایر کشور ها اقامت داشته اند. این از طرفی باعث شده تا فرهنگ مدرن و غربی در میان آنها، به خصوص مسیحیان، رواج داشته باشد و از طرف دیگر برخورد آنها با خارجی ها صمیمی تر باشد.

لبنان دارای 18 مذهب رسمی است و خرده فرهنگ ها و فرهنگ های مهاجر که از سرزمین های اطراف در آن پناه گرفته اند گونگی فرهنگی را در لبنان بسیار بالا برده اند. برای مثال ارامنه ای که پس از کشتار ارامنه توسط دولت عثمانی در لبنان پناه گرفته اند یا آوارگان فلسطینی از اقلیت های برجسته در لبنان هستند.

هنر های مختلف از جمله سینما، موسیقی، معماری، مُد، هنرهای تجسمی و انواع دیگر آن در لبنان، از وضعیت بسیار خوبی برخوردارند و در منطقه و در میان اعراب از کشور های پیشرو به حساب می آید. بیروت بالاترین میزان نشر را در خاورمیانه داراست و نویسندگان مدرن لبنان از شهرت جهانی بالایی برخوردارند که از آن جمله می توان به جبران خلیل جبران و امیلی نصرالله اشاره کرد. بسیاری از آثار ادبی، پژوهشی و دینی منطقه در لبنان به طبع می رسد و بسیاری از ترجمان های مهم به یا از زبان عربی در اینجا به چاپ می رسد.

جمعیت:

جمعیت لبنان در سال 2010 بیش از 4،125،247 نفر بوده است که بیش از یک میلیون و نهصد هزار نفر آن در بیروت، بزرگترین لبنان، زندگی می کنند. برآورد می شود بیش از 10 میلیون لبنانی نیز در خارج از این کشور زندگی کنند که بیشتر آنها به خاطر اوضاع نامناسب زندگی در زمان جنگ های داخلی این کشور را ترک نموده اند.

شاید باور آن سخت باشد ولی میلیون ها لبنانی تبار (حداقل 10 میلیون در منابع مختلف ذکر شده است) در سراسر دنیا پراکنده اند که اغلب مسیحی و بیشتر در آمریکای لاتین و برزیل ساکن اند. ایالات متحده، غرب آفریقا (سنگال و ساحل عاج) و استرالیا نیز از کشورهایی هستند که پذیرای لبنانیان زیادی می باشند. در سال 1994 دولت لبنان تخمین زد که 15.4 میلیون لبنانی و لبنانی تبار در خارج از لبنان زندگی می کنند که 43.2% از آنان در برزیل اقامت دارند. در واقع جمعیت لبنانی تبارهای برزیل از جمعیت سرزمین لبنان بیشتر است.

اگرچه لبنانی ها عرب زبانند اما نمی توان آن ها را اصالتاً عرب دانست. از هزاران سال قبل از میلاد کنعانی ها در لبنان ساکن بوده اند که عرب به حساب نمی آیند. بعد از آن هم لبنان تحت تأثیر پارس ها، رومی ها، فینیقیه ای ها و یونانی ها بوده است و دست آخر نیز با تحت سلطه قرار گرفتن توسط اعراب در بعد از اسلام، دین اسلام و زبان عربی در آن رواج پیدا کرده در حالی که از حدود 6 قرن قبل مسیحیت در لبنان رایج بوده است بنابراین شواهد موثقی وجود دارد که لبنانی ها اصالتاً عرب نیستند و تنها عرب زبان اند.

 

گزارش سفر

سفر 11 نفره ما در قالب کانون گردشگران جوان ایران، از عصر روز چهارشنبه 10 خرداد 1391 آغاز شد. در حال حاضر ایران ایر روزهای دوشنبه و چهارشنبه برای بیروت پرواز مستقیم دارد که همگی در عصر و شب انجام می شوند. چند ماهی هم است که ویزای لبنان برای ایرانیان برداشته شده است و ایرانیان می توانند بدون پرداخت هزینه و با دریافت ویزا در مرز لبنان وارد این کشور شوند و تا یک ماه ویزای توریستی داشته باشند. مسیر پرواز به دلیل منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از آسمان ترکیه و سوریه است و کمتر از سه ساعت به طول می انجامد.

ساعت 20:30 به وقت لبنان که یک ساعت و نیم از تهران عقب تر است، به فرودگاه رفیق حریری شهر بیروت رسیدیم و سریع و بدون مشکل مراحل ویزا و گمرکی را طی کردیم. فرودگاه رفیق حریری بیروت فرودگاه کوچک ولی تمیز و مرتبی است که در 5 کیلیوتری جنوب بیروت قرار دارد و دسترسی آن به بیروت از طریق اتوبان و به راحتی میسر می باشد. نماینده تور محلی که گرفته بودیم به همراه یک اتوبوس به استقبال ما آمده اند تا ما را به هتل محل اقامت امان، هتل Legend در محله Verdun در غرب بیروت، ببرند. هتل چهار ستاره است ولی خدماتش بیشتر به سه ستاره ها می ماند. محله وردان (Verdun) در جنوبغربی بیروت و منطقه سنی نشین آن قرار دارد. نزدیکی به دریا، صخره های رئوشه و مراکز فروش برند های معروف از ویژگی های محل هتل ما بود.

 

 

تصویر 1 - صف دریافت ویزا و پاسپورت چک در فرودگاه بیروت

مسافت ها در لبنان کوتاه است و یک روز گشت کامل در لبنان از مبداء بیروت به سایر نقاط آن، بیشتر از 250 کیلومتر رفت و آمد نیاز ندارد بنابراین تصمیم ما بر این بود تا هر 5 شب اقامتمان در بیروت باشد. با این کار هم از دشواری تعویض هتل حذر کردیم و هم اینکه توانستیم از شب های بیروت و گشت و گذار در آن استفاده کنیم، شب هایی زیبا و به یاد ماندنی.

روز اول

برنامه ریزی روز اول سفر ما برای مناطق دیدنی شمال لبنان بود. جُبَیل (Byblos) دره قادیشا (Qadisha Valley) و طرابلس (Tripoli). این مسیر حدود 250 کیلومتر مسافت رفت و برگشت داشت و طولانی ترین گشت یکروزه ما در لبنان به حساب می آمد.

صبح با مینی بوسی که در اختیار داشتیم از هتل به سمت جُبیل در 36 کیلیومتری شمال بیروت حرکت کردیم. سرتاسر نوار ساحلی لبنان از صور در جنوب تا طرابلس در شمال حدود 170 کیلومتر است که تمامی آن، به جز بخشی در نزدیکی صور، اتوبان است و شهرهای بیروت، جونیه، جُبَیل و صیدا نیز در همین امتداد قرار دارند. مسیر ساحلی ما مسیر زیبایی است که در یک طرف آن دریای مدیترانه و در طرف دیگر کوه های لبنان قرار دارد. پس از عبور از شهر زیبا و ساحلی جونیه در شما بیروت به جُبیل می رسیم. مینی بوس در پارکینگی خارج از بافت قدیمی جبیل که ظاهراً برای وسائل نقلیه تور ها در نظر گرفته شده تا از شلوغی بافت قدیمی جلوگیری شود، توقف می کند و از آنجا مسیری زیبا برای پیاده روی ما را به سمت بافت قدیمی شهر می برد که پس از کمتر از 15 دقیقه پیاده روی به آنجا می رسیم.

 

 

تصویر 2 - مسیر پیاده روی به سمت بافت قدیمی جُبَیل

جُبَیل:

جبیل شهر کوچکی است با حدود 21 هزار نفر جمعیت و آن را از قدیمی ترین شهرهای تاریخ بشر می دانند که اولین سکونت ها در آن به 5 هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد. این شهر را زادگاه الفبای مدرن می دانند و از مهمترین بنادر فینیقیه از هزاره سوم قبل از میلاد بوده است که با مصر مبادلات تجاری داشته است. در سال های بعد از هزاره سوم این بندر تحت سلطه فینیقیه ای ها، مصری ها، یونانی ها، آشوری ها، پارس ها (در زمان کوروش) و رومی ها بوده است. بعد ها در قرن هفت میلادی مسلمانان آن را فتح کردند که بعد از آن، در زمان جنگ های صلیبی، در کشاکش بین مسلمانان و مسیحیان بوده و تا قرن 13 میلادی نیز ادامه داشت. سده های بعدی برای این شهر آرام و کم اهمیت بودند و در قرن 16 میلادی نیز عثمانی ها بر آن مسلط شدند.

محوطه باستانی جبیل در جنوب بافت قدیمی شهر و در جوار آن قرار دارد. پس از عبور از محله های قدیمی شهر و بازار آن که به زیبایی تمام بازسازی شده و در اختیار فروشگاه های اجناس سنتی و رستوران ها قرار دارد عبور می کنیم و به ورودی محوطه باستانی می رسیم. ورودی این محوطه که به همراه شهر قدمی از جمله آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی است، 8000 لیر لبنانی می باشد.

 

 

تصویر 3 - محله قدیمی جُبیل

در ابتدای ورودمان به محوطه از قلعه به جا مانده از قرن 12 میلادی و دوران جنگ های صلیبی و موزه کوچک داخل آن دیدن می کنیم. این قلعه از تکه سنگ های به جا مانده از خرابه های رومی ساخته شده که برخی از آنها از عظیم ترین در نوع خود در خاورمیانه می باشند و ابهت خاصی به بنا داده اند. از بالای قلعه منظره بسیاری زیبایی از سایت تاریخی و در زمینه آن دریا را می توان مشاهده کرد.

"تصویر 360 درجه قلعه جُبَیل را می توانید از این لینک ببینید"

"تصویر 360 درجه سایت تاریخی جبیل را می توانید از این لینک ببینید"

 

 

تصویر 4 - قلعه جُبَیل

 

 

تصویر 5 - نمای سایت از بالای قلعه (تئاتر در چپ و پشت درختان و معبد بالت جبال در راست و پشت درختان)

آثار برجسته موجود در محوطه، معبد بالت جبال Baalat Gebal، تئاتر و مقبره های رومی هستند. معبد بالت جبال قدیمی ترین معبد جبیل است که از سده 4 قبل از میلاد به جای مانده و در قرن سوم پس از میلاد راهروی ستون داری منتهی به آن ساخته شده که در حال حاضر 6 ستون از آن باقی مانده است.

 

 

تصویر 6 - ستون های به جا مانده از معبد بالت جبال

در نزدیکی این معبد تئاتر رومی قرار دارد که بازسازی تئاتر اصلی در ابعاد یک سوم آن است. بنای اولیه آن در قرن سوم میلادی بوده و بسیار چشمنواز است. سکوی تماشاگران آن رو به دریا می باشد و پایین آن با نقوش سنگی زیبایی آراسته شده. کف این بنا با موزائیک کاری های زیبا و ظریفی پوشیده بوده که می توان آن را در موزه ملی در بیروت مشاهده نمود. حتی نشستن روی این سکوها و تماشای دریا برای ما لذت بخش است چه برسد آنکه در دوران باستان و در زمان زنده بودن و شکوه این بنا خود را تصور کنیم.

 

 

تصویر 7 - تئاتر رومی جبیل

دست آخر نیز مقبره های رومی به جا مانده از قرن دوم قبل از میلاد که به صورت 9 گودال یکسان و نسبتاً بزرگ در داخل صخره ها حفر شده اند را می بینیم و از سایت باستانی خارج می شویم.

 

 

تصویر 8 - به ترتیب از جلو، سکوی تئاتر، مقبره های رومی، معبد بالت جبال و قلعه جبیل

مسیر خود را از داخل محله قدیمی به سمت بندرگاه ادامه می دهیم و پس از دیدن بندر کوچک آن که در هزاره های پیش از میلاد از شور و حال خاصی برخوردار بوده، از داخل بافت قدیمی به سمت ایستگاه وسایل نقلیه بر می گردیم. برای بازدید از جبیل و آثار تاریخی آن 2 ساعت زمان مناسبی است اما در صورت داشتن زمان کافی از دیدن بافت قدیمی، نشستن در یکی از رستوران های آن و گذران اوقاتی آرام و لذت بخش در این شهر سیر نخواهید شد. همچنین در اطراف جبیل سواحل زیبا و آرامی برای شنا کردن وجود دارد.  

قادیشا:

مقصد بعدی ما دره قادیشا است. از جبیل بایستی کمی در امتداد ساحل به سمت شمال برویم و از نزدیکی شهر بترون Batroun جاده به سمت کوه های شرق و بِشَرّی، مرکز دره قادیشا، می رود. در کل از جبیل تا بشرّی حدود 75 کیلومتر راه است که با توجه به کوهستانی بودن و شلوغی مسیر یک ساعت و نیم زمان برای طی آن صرف شد. مسیر کوهستانی و زیبا است و از نقاط بالای آن می توان مدیترانه و در کنار آن طرابلس را نیز مشاهده کرد و از طبیعت کوهستانی لبنان نیز لذت برد.

دره قادیشا حدود 50 کیلومتر طول دارد و به صورت شکافی باریک در میان صخره ها قرار گرفته است. بیشتر سکونت در لبه های بالایی دره و گرداگرد آن است که از آنجا مسیرهای پیاده وری یا ماشین رویی با شیبی تند به داخل دره سرازیر می شود.

 

 

تصویر 9 - دره قادیشا و سکونتگاه های اطراف آن

لغت قادیشا ریشه در زبان سامی دارد و به معنی مقدس است. مسحیان مارونی از قرن 5 میلادی از این دره به عنوان پناهگاهی امن در برابر تجاوزات و سکونت گاهی مقدس استفاده می کرده اند. در داخل دره و روی صخره های آن صومعه ها، راهبه خانه ها، دیرها، و حکاکی های مذهبی متعددی به جای مانده که این دره را به زیارتگاه مقدسی برای مارونی ها بدل کرده است.

در عمل جاذبه های مهم قادیشا در یک سوم انتهایی دره متمرکز شده اند، جایی که بِشَرّی، غار قادیشا، چهار صومعه و دِیر در کف دره و تعداد زیادی جاذبه طبیعی از جمله جنگل سیدار Cedar قرار گرفته اند. ما پس از رسیدن به بشرّی از آن عبور می کنیم تا بعد از حدود 5 کیلومتر به منطقه سیدار یا در زبان عربی الأرز برسیم. در این منطقه یکی از قدیمی ترین پیست های اسکی لبنان قرار دارد که هنوز هم در این فصل سال کمی برف را می توان روی آن دید. کوه های این منطقه از مرتفع ترین کوه های لبنان هستند و نزدیک سه هزار متر ارتفاع دارند. در پایین آن ناحیه ای کوچک از جنگل های سیدار باقی مانده است که اکنون به خوبی از آن محافظت می گردد و أرز الرَّب یا سیدارِ خدا نام دارد و به همراه دره قادیشا یکی از آثار فهرست میراث جهانی یونسکو را تشکیل می دهند.

"تصویر 360 درجه منطقه أرز الرب را می توانید از این لینک ببینید"

 

 

 

تصویر 10 - ناحیه جنگلی کوچک به جا مانده از درختان سیدار در أرز الرَّب

درختان بسیار زیبای سیدار که عمر برخی از آنها به بیش از 1500 سال نیز می رسد، از چند جهت دارای اهمیت ویژه ای هستند و همین بس که نماد لبنان که روی پرچم آن نیز نقش بسته است، همین درخت سیدار است. سه یا چهار گونه از سیدار در شمال آفریقا و آسیا وجود دارد که معروف ترین آنها همین سیدار لبنان است. این درخت زمانی مناطق وسیعی از کوه های لبنان را تحت پوشش داشته است اما چوب مرغوب و شکل تنه درخت آن که به راحتی قابلیت تبدیل شدن به الوار های بلند و یک اندازه را دارد، از دوران باستان توجه انسان را برای ساخت و ساز جلب کرده است و استفاده نا صحیح از آن و توسعه ناپایدار باعث شده تا اکنون به جز مناطق کوچکی که تحت حفاظت قرار گرفته اند، دیگر اثری از آن به جای نمانده باشد. این درخت را از قدیمی ترین مصالح بشر می دانند و ذکر نام آن در متون مقدس مسیحیان آن را از قداست خاصی نیز برخوردار کرده است. تجارت چوب سیدار از زمان فینیقیه ای ها رواج داشته است و از طریق بنادر لبنان یا از راه زمینی آن را با سایر سرزمین ها تبادل می کرده اند و حتی الوار به کار رفته در سقف تخت جمشید نیز از همین جنس بوده است.

 

 

تصویر 11 - درخت سیدار

جنگل سیدار کوچک به جا مانده در این محل توسط فنس محافظت می شود و برای ورود به آن نیاز به پرداخت هزینه نیست. داخل جنگل، که روی چند شیب و اطراف و بالای آن پراکنده است، یک مسیر پیاده روی قرار دارد که ما را به سمت بالای شیب هدایت می کند. در انتهای مسیر یک کلیسا و در نزدیکی آن نیز میدانگاهی وجود دارد که در کنار آن از تنه درخت سیدار آثار حجمی ای با مضامین مذهبی قرار گرفته است. فضای جنگل و درختان آن بسیار دلربا است و هوای مطبوع نیز مزید بر علت است تا به سختی از اینجا دل بکنیم و راهی بشرّی شویم. برای بازدید از أرز الرب کمتر از یک ساعت زمان لازم است.

 

 

تصویر 12 - تنه درخت سیدار کنده کاری شده در أرز الرب

بِشَرّی شهر کوچک و بسیار زیبایی روی لبه انتهایی دره قادیشا است که زادگاه شاعر و نویسنده به نام لبنانی، جبران خلیل جبران، نیز می باشد. از جاذبه های آن موزه خلیل جبران و غار قادیشا است. ما پس از صرف نهار با غذاهای محلی در نزدیکی بشرّی، به دلیل کمبود زمان قید این دیدنی ها را می زنیم و رهسپار داخل دره قادیشا می شویم که در این مدت از بالای دره برایمان دلربایی می کرد.

 

 

تصویر 13 - داخل دره قادیشا

بشرّی در لبه انتهایی شمالشرقی دره قرار دارد و برای نزدیکترین راه ماشین رو به پایین دره بایستی انتهای دره را دور بزنیم و به روبروی آن در انتهای جنوبشرقی دره برسیم. فاصله کمی است. از آنجا نیز جاده ای باریک، پر شیب و پر پیچ و خم ما را به پایین دره می برد. همین طور که به پایین می رویم جذبه دره بیشتر ما را تسخیر می کند و آرامش وصف ناپذیری ما را در بر می گیرد. فضای دره بسیار زیبا و روحانی است و به درستی جای مناسبی را برای عبادت انتخاب کرده اند. در نزدیکی پایین دره راننده نگه می دارد و مسیر پیاده روی ای را به ما نشان می دهد که به دِیر مارالیشا ختم می شود. ما از مسیر پیاده روی و مینی بوس از جاده به سمت دِیر می رویم. مسیر از میان درختان و درختچه هایی تُنُک به سمت پایین دره و پس از گذر از رودی کوچک به آن طرف دره و دِیر می رسد. راه پیاده روی به خوبی آماده سازی و نگهداری شده است و مناظر وصف ناپذیری را از دره به ما نشان می دهد.

 

 

تصویر 14 - مسیر پیاده روی به دیر ماراِلیشا

کمتر از نیم ساعت طول می کشد تا پیاده به دِیر ماراِلیشا می رسیم. بنا آرام و زیبا در دل حفره ای در کوه جای گرفته و فضای بی آلایش و روحانی ای بر آن حاکم است.

 

 

تصویر 15 - دیر ماراِلیشا

 

 

تصویر 16 - فضای داخل دیر ماراِلیشا

پس از بازدید، مینی بوس نزدیک دِیر منتظر ما است. از دره خارج می شویم و به راننده اعلام می کنیم که مقصد بعدی طرابلس است. با اینکه از قبل مسیر را هماهنگ کرده بودیم و تحولات لبنان را هم دنبال کرده بودیم که تا قبل از سفر اوضاع آرام بود، با مخالفت شدید راننده روبرو می شویم. به ما می گوید که در طرابلس درگیری شده و به خصوص به خاطر اینکه ما شیعه هستیم و از ایران، سفر به آنجا خطرناک است. با نماینده تور هم تلفنی صحبت می کنیم و او هم همین را به ما می گوید. در نهایت از رفتن به طرابلس منصرف می شویم و شب هم در بیروت متوجه می شویم که حق با آنها بوده و به دلیل شلوغی رفتن به طرابلس به صلاح ما نبوده است. به سمت بیر

/ 3 نظر / 131 بازدید
ثریا

سلام بازم دستتون درد نکنه اگه عکس از مردم و خیابونهاش دارن بزارین اشنا بشیم بیشتر

علیرضا امیری

با سلام به عمو افشین درسته که لبنان کشور زیباپی است اما حیف پول که آدم برای حسن نصرا.. خرج بکنه.

افشین

میگن لبنان شبهاش خیلی قشنگه... ظاهرا شما کلن شبها نبودید (!) یا عکسهاش رو ترجیه میدید اینجا قرار ندید... امیدوارم بدون نیت خاص و صرفا تصادف بوده باشه.