گزارش سفر به سریلانکا

گزارش سفر به سریلانکا

 

چرا سریلانکا؟

همیشه کلید آغاز سفر با انتخاب محل سفر زده می‌شود و در
ادامه آن برنامه‌ریزی و اجرا سفر قرار دارد. هنگامی که ایده سفر به سریلانکا در
ذهن من نقش بست نخستین سوالی که مطرح شد این بود که: "چرا سریلانکا؟"

توضیحاتی که در ادامه می‌آید به نحوی بیانگر پاسخ به این
سوال است.

کشور سریلانکا جزیره‌ای است که در جنوب شبه قاره هند قرار
دارد. مساحت آن حدود 66 هزار کیلومتر مربع (تقریبا به اندازه استان خوزستان) و
جمعیت آن حدود 21 میلیون نفر است. بلندترین قله این کشور Mt Pedro نام دارد و ارتفاع آن 2524 متر است.
طویلترین رودخانه آن(335 کیلومتر) Mahaweli
Ganga نام دارد و از کوه آدم سرچشمه گرفته و به خلیج Koddiyar می‌ریزد.

سریلانکا از نظر حیات وحش بسیار غنی است 92 گونه پستاندار،
242 پروانه، 435 پرنده، 107 گونه ماهی و حدود 100 گونه مار دارد. شاید از مهمترین
این حیوانات بتوان به پلنگ، گوزن، فیل، مار کبری، نهنگ، تمساح و لاکپشت دریایی نام

برد. همچنین تنوع گیاهی بسیار خوبی در این کشور وجود دارد و تقریبا تمامی گیاهان
استوایی و گرمسیری و همچنین انواع ادویه‌جات را می‌توان یافت. چای سریلانکا شهرتی
جهانی دارد و در منطقه کوهستانی کشت می‌شود.

اقوامی که در سریلانکا زندگی می‌کنند به سه دسته اصلی تقسیم
می‌شوند. Sinhalese
که 74% جمعیت کشور را تشکیل داده و بودایی هستند. Tamilها که
18% جمعیت کشور را تشکیل داده و هندو هستند. مسلمانها ( 9% ) که حدودا از 1000 سال
قبل به صورت مهاجر از کشورهای عربی به این جزیره مهاجرت کردند. مسیحیان نیز که
عمدتا با هلندی‌ها و پرتغالی‌ها به سریلانکا آمدند اقلیت کمی را تشکیل می‌دهند.
تعداد اندکی(حدود 2000 نفر) هم از بومیانی که در جنگلها ساکن بوده‌اند و به شکارچی
یا Veddah مشهورند هنوز هم در
جنگلهای بین Badulla و
Batticaloa زندگی می ‌کنند.

سریلانکا علی‌رغم مساحت کمی که دارد ولی توانسته است 8 اثر
را در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت کند که نشان از غنی بودن فرهنگ و طبیعت این
کشور دارد. از این 8 اثر 6 اثر فرهنگی و 2 اثر طبیعی هستند. این آمار را با 13
اثری که در ایران با حدود بیست برابر وسعت و با بیش از 7000 سال قدمت تاریخی
مقایسه فرمایید تا متوجه شوید که چرا سریلانکا ارزش دیدن را دارد.

ببرهای تامیل از گروههای جدائی‌طلب در سریلانکا هستند ک بعد
از سالها مبارزه با دولت مرکزی بالاخره در فوریه سال 2009 اعلام آتش‌بس کردند.
مبارزات این گروه سبب کشته و زخمی شدن جمع کثیری از مردم سریلانکا شد حتی حیات وحش
نیز از این جنگهای داخلی در امان نماند. این روزها افرادی که برای بازدید از یتیم‌خانه
فیلها به Pinnewala
می‌روند با فیلی روبرو می‌شوند که یک دست خود را به سبب برخورد با مین از دست داده
است.

کمی از تاریخ سریلانکا:

همانطور که گفته شد Veddahها از اقوام اولیه
سریلانکا بوده اند که تمدن آنها به شش قرن قبل از میلاد بر‌میگردد. آثاری نیز از
زندگی غارنشینی که مربوط به دوره پارینه‌سنگی(16000 سال قبل از میلاد) است نیز در
سریلانکا کشف شده است. اما اقوام Sinhalese
حدود قرون 6-5 قبل از میلاد از شمال هندوستان به سریلانکا کوچ کردند و در قرن 4
پیش از میلاد نخستین پادشاهی Sinhalese
در Anuradhapura پایه‌گذاری شد و بدین طریق مذهب
بودایی در این کشور رواج یافت. در قرن پنجم قلعه Sigiriya ساخته شد و در قرن یازدهم Polonnaruwa مهمترین مرکز و پایتخت این سرزمین
شد. در همین قرن پادشاهی تامیل‌ها در Jaffna
که در شمال این جزیره قرار دارد با پشتیبانی هندوها شکل گرفت. در ابتدای قرن 16 با رو به زوال رفتن پادشاهی Sinhalese در اثر رویارویی با مهاجمان هندی،
چینی و حتی مالایی، پرتغالیها به راحتی در سواحل غربی نفوذ کردند. با شروع قرن
هفدهم نیروی دریایی هلند بر سواحل جنوبی مسلط شد و پرتغالیها را از این مناطق
بیرون کرد این تسلط یک قرن ادامه یافت تا در ابتدای قرن نوزدهم انگلیسی‌ها
توانستند بر کل جزیره مسلط شوند و امپراتوری Kandy را منقرض کنند. کم‌کم زبان انگلیسی
در این کشور رواج یافت. انگلیسی‌ها ابتدا به کشت قهوه در مناطق کوهستانی مبادرت
کردند ولی نتیجه مطلوبی حاصل نشد. نخستین بوته‌های چای از چین به سریلانکا آورده
شد و به سبب محصول خوب و مطلوب به تدریج مزارع چای جای مزارع قهوه را گرفت. برای
ایجاد محصولات بیشتر جنگلهای مناطق کوهستانی تراشیده شدند، راههای بیشتری ساخته شد
و بالاخره تجارت چای به یکی از سود آورترین محصولات سریلانکا بدل شد. بارانهای سیل‌آسای
موسمی که در نواحی کوهستانی می‌بارید بعلت از بین رفتن پوشش گیاهی طبیعی سبب ایجاد
سیلهای مخرب می‌شد و خسارات شدیدی به مزارع چای وارد می‌کرد. انگلیسی‌ها درخت کاج
را که می‌تواند با ایجاد ریشه‌های طویل خاک را حفظ کنند به سریلانکا وارد کردند.
اکنون نیز می توان جنگلهای درخت کاج را عموما در ارتفاعاتی که مزارع چای وجود دارد
مشاهده کرد.

بالاخره در سال 1956 این کشور استقلال خود را اعلام کرد.
گروهی از Tamilها که در ابتدای قرن توسط انگلیسی‌ها از قسمتهای جنوبی هند
به شمال سریلانکا کوچ داده شده بودند به مخالفت با Sinhaleها
پرداختند و با ایجاد گروهی به نام ببرهای تامیل در سرتاسر کشور به مبارزه
پرداختند. دیری نپایید که کشور وارد جنگ داخلی شد. در طول این سالها بیش از 70000
نفر از مردم کشته یا زخمی شدند  پس از حادثه
یازدهم سپتامبر و قرار دادن این گروه در لیست گروههای تروریستی بهانه کافی برای
قتل عام این گروه به دست آمد. بالاخره در سال 2009 به طور رسمی بین دولت سریلانکا
و این گروه آتش‌بس اعلام شد. از آن تاریخ ببرهای تامیل بیشتر در کشورهای اروپایی و
آمریکایی وارد کارزار سیاسی شده‌اند و امید دارند تا بتوانند با این روش به اهداف
خود برسند.

گزارش سفر:

سفر ما به سریلانکا 29 دی ماه سال 1390 (19 ژانویه 2012) از
فرودگاه امام خمینی تهران آغاز شد. بر اساس تحقیقات به عمل آمده ارزانترین راه
برای رسیدن به سریلانکا استفاده از خطوط هوایی ایرعربیا می‌باشد. البته می توان از
خطوط هوایی امارات و قطر هم استفاده کرد که کمی گرانتر است. بعد از 2 ساعت پرواز
به فرودگاه شارجه در کشور امارات می رسیم و پس از چند ساعت معطلی پرواز بعدی، ما
را به فرودگاه بین‌المللی Bandaranaike که در 35 کیلومتری
شمال کلمبو است می‌رساند. ساعت حدود 5 صبح به وقت محلی از هواپیما پیاده می‌شویم.
هوا کمی شرجی است ولی دمای دلپذیری دارد خصوصا که در این زمان در تهران برف می‌بارد.

 

به نظر فرودگاه بزرگی می آید و سالن‌ها و دکوراسیون قشنگی
دارد. در این موقع از روز فرودگاه خلوت است. ابتدا محل مخصوص ویزا را پیدا می
کنیم. مدارک لازم برای صدور ویزا شامل پاسپورت با حداقل شش ماه اعتبار، 25 دلار
آمریکا و برگه مخصوص درخواست ویزا که در هواپیما به ما داده شد و اطلاعات شخصی و
مقصود از سفر در آن قید شده است. تشریفات صدور ویزا و ورود به کشور سریلانکا به
سرعت انجام شد و ما پس از گرفتن بارها وارد سالن استقبال شدیم.

 

طبق قراردادی که با یکی از تورهای محلی بسته بودیم.
کارمندان آن شرکت با گردنبندهایی از گلایل در سالن به استقبال ما آمدند. پس از
تبدیل کمی پول به واحد پولی سریلانکا که روپیه سریلانکا نام دارد سوار اتومبیل
شدیم. حدودا می توان 100 دلار آمریکا را با 11400 روپیه عوض کرد.

 

بلافاصله به سمت نخستین مقصد خود که شهر باستانی Anuradhapura حرکت کردیم. خوشبختانه از میان
خیابانها و جاده‌های اطراف شهر Negombo
که به نظر در میانه روز شلوغ می‌آیند به سرعت گذر کردیم. Negombo به علت نزدیکی به فرودگاه رونق خوبی
دارد. تعداد زیادی از گردشگران ترجیح می‌دهند هتل خود را در این شهر و دور از
هیاهوی کلمبو بگیرند. پس از دو ساعت از راننده خواستیم تا برای صبحانه بایستد. او
هم در قهوه‌خانه‌ای نزدیک یک روستا ایستاد. ورود ما به قهوه‌خانه با تعجب سایرین
همراه بود. ما نیز کمی کیک محلی به همراه چای سفارش دادیم. در سریلانکا هم مثل
هند، چای را با شیر می‌نوشند و درموقع سفارش چای حتما بادید متذکر شوید که چای
بدون شیر و یا Black Tea
بیاورد. با اینکه ساعت حدود 8 صبح بود ولی عده‌ای مشغول خوردن برنج با نوعی خورشت
بودند البته بدون قاشق و چنگال یعنی با دست! راننده ما که "گامینی"  نام دارد گفت که در سریلانکا برنج را در تمامی
مواقع روز می‌خورند.

 

جاده‌های خارج شهر اکثرا بسیار باریک هستند و با توجه به
شلوغ بودنشان رانندگی مهارت زیادی می خواهد لذا اکیدا توصیه می‌شود تا توریستها از
اتومبیلهای کرایه‌ای با راننده استفاده کنند تا از اتومبیلهایی که خودشان برانند.
باید در نظر داشت که تابلوهای جاده‌ای در سریلانکا کمک زیادی به پیدا کردن مسیر
نمی‌کنند و در صورت ناآشنابودن به منطقه چه بسا که مدتی سرگردان شوند. رانندگی در
سریلانکا همانند هندوستان از سمت راست است.

پارک ملی Wilpattu
در مسیر ما قرار داشت. تا چندی پیش این پارک بر روی گردشگران بسته بود چون می‌گفتند
که هنوز تعدادی از تامیل‌ها در آنجا وجود دارند و ناامن است. این پارک وسیعترین
پارک ملی سریلانکا است و تعداد قابل توجهی پلنگ در آن زندگی می‌کنند و گفته می‌شود
پس از پارک ملی Yala
بیشترین تعداد پلنگ را دارد. همچنین تعدادی فیل، کروکودیل، گوزن و خرس در آن زندگی
می کنند.  بعد از چهار و نیم ساعت و با طی
کردن 200 کیلومتر به شهر  Anuradhapura
رسیدیم.

ابتدا برای رفع خستگی به هتل رفتیم. هتل Heritage در غرب شهر Anuradhapura و در کنار دریاچه Thissa Wewa قرار گرفته است. این هتل که به نظر
قدیمی می‌آید در حال مرمت و تعمیرات اساسی است. استخر خوبی دارد و اتاقهای نسبتا
بزرگ با سرویس حمام و دستشویی تمیز دارد.

 

بعد از کمی استراحت به سمت شهر قدیمی Anuradhapura حرکت کردیم. همانطور که قبلا نیز
گفته شد این شهر با بیش از 1000 سال قدمت یکی از مهمترین شهرهای سریلانکا بود.
البته اکنون نیز به سبب وجود زیارتگاه بسیار مهم از اهمیت مذهبی و همچنین توریستی
فراوانی برخوردار است. Dagoba
که بناهای باستانی گنبدی شکل بودایی هستند شاید از مهمترین بناهای شهر Anuradhapura می‌باشند. اندازه این گنبدها بسیار
متفاوت است و از گنبدهایی با ارتفاع چند متر تا بیش از 100 متر متغیر است. این
بناها زمانی مقدس تلقی می‌شوند که پس از ساخته شدن و قرار دادن یک یا تعدادی از
مجسمه بودا در آنها به همراه مقدار بسیار اندکی از خاکستر بودا ( که از محلهای
مخصوصی آورده می‌شود) درب آنها برای همیشه بسته می‌شود و از این پس هیچ‌کس حق ورود
به داخل آنها را ندارد و تنها زائران اجازه دارند که در اطرافش زیارت کنند.

 

ورودیه شهر قدیمی Anuradhapura بیست و پنج دلار آمریکا است و شما این پول را دقیقا به
دلار آمریکا پرداخت می کنید. در گذشته برای بازدید از این مجموعه و چندین مجموعه
تاریخی دیگر این امکان وجود داشت تا با پرداخت 50 دلار از تمامی این سایت های
باستانی بازدید کرد ولی این امکان از سال 2012 حذف شده است و در تمامی این سایتها
باید ورودیه جداگانه پرداخت کرد. در سایتهایی که قیمت بلیط از 25 دلار گرانتر است
علاوه بر بلیط، یک DVD
که 15 دقیقه‌ای است به بازدیدکننده داده می‌شود تا در آینده بتواند اطلاعات خوبی
از سایتی که بازدید کرده‌اند با خود به کشورشان ببرند. 

مهمترین سایت باستانی در این مجموعه ، معبد درخت بودا است.
گفته می‌شود این درخت، نهالی از درختی است که بودا زیر آن استراحت می کرده است و
بیش از 2000 سال قدمت دارد. این درخت با قیم‌هایی با روکش طلا و تحت تدابیر امنیتی
حفظ می شود. برای ورود به تمامی مراکز مقدس بودایی باید با لباس پوشیده و با پای
برهنه وارد شد. خانومها باید از لباسهای آستین‌دار و پوشیده استفاده کنند و مردان
نیز باید شلواری که تا زیر زانو باشد بپوشند.

 

 

Jetavana Dagobaبلندترین بنای باستانی بعد از دو هرم
مصر است. این بنا حدود 120 متر ارتفاع دارد. Thuparama Dagoba نیز در این مجموعه قرار دارد و قدیمی‌ترین
Dagoba در جهان است.

 

حضور مسالمت‌آمیز میمونها و همچنین سوسمارها در کنار
انسانها در این شهر بسیار جالب است. در نزدیک معبد درخت بودا، Lovamahapaya یا قصر 1600 ستون قرار دارد که اکنون
تنها تعدادی از این ستونهای سنگی باقی مانده است. موزه این مجموعه که در کنار محل
بلیط فروشی قرار دارد چنگی به دل نمی زند. برای بازدید از این مجموعه بزرگ بیش از
4 ساعت زمان نیاز است.

 

Mihintale منطقه‌ای در 17 کیلومتری شرق Anuradhapura  و یکی از قدیمی‌ترین مناطق مذهبی در سریلانکا
است. در ابتدای ورود به این مجموعه با تعداد زیادی پله که ارتفاع هرکدام خیلی کم
است مواجه می شویم. برای رسیدن به بالای تپه باید از 1840 پله بالا رفت.

 

 

قسمتهای مختلفی از زیارتگاههای بودایی در این مجموعه قرار
گرفته است. شاید از همه جالبتر صخره‌ای سنگی باشد که از فراز آن می توان دشت وسیع
و سرسبزی را که نمادی از کشور سریلانکا است را دید. مجسمه بودا نشسته، Dagoba ، و یک غار از جاهای دیدنی این منطقه
است. البته غروب زیبای آفتاب را هم باید به آن اضافه کرد. ورودیه این مجموعه 500
روپیه است و 2 ساعت زمان نیاز دارد.

 

روز دوم:

به سمت شهر دامبولا (Dambulla) حرکت کردیم. فاصله این شهر از Anuradhapura کمتر از 70 کیلومتر است ولی با توجه
به جاده‌های باریک و همچنین تعمیر برخی از پلها، این مسیر بیش از دو ساعت طول می‌کشد.
این شهر به سبب وجود غارهایش معروف شده است. در هنگام ورود به این مجموعه با مجسمه
بسیار بزرگی از بودا مواجه می شوید که به رنگ طلایی است. این مجسمه که 30 متر
ارتفاع دارد یکی از بلندترین مجسمه های بودا می باشد و به Golden Temple مشهور است. این مجسمه را ژاپنی‌ها در
سال 2000 به این معبد اهداء کرده‌اند. در اینجا موزه‌ای هم وجود دارد که مجسمه‌های
مختلفی از سراسر کشورهای بودایی مذهب به آن اهداء شده است. همچنین بسیاری از ابزار
و لوازمی که در آیین بودایی به کار می‌آیند را می توان در اینجا یافت. در سلسله
تابلوهایی که در قسمتی از این موزه قرار داده شده است زندگی بودا به تصویر کشیده
شده و به سادگی بازدیدکننده را با آیین بودایی آشنا می کند.

 

 برای ورود به Cave Temples که بر روی تپه مجاور قرار دارد ابتدا
باید از محل بلیط فروشی، بلیط تهیه کرد. قیمت آن برای هر نفر 1300 روپیه، معادل 12
دلار می‌باشد. برای رسیدن به بالای تپه باید از تعداد زیادی پله بالا رفت. در مسیر
با دستفروشان زیادی که انواع و اقسام خوراکی‌ها و صنایع دستی را می‌فروشند روبرو
می‌شویم. تنها توجه کمی به فروشنده سبب می‌شود تا او مدتی طولانی برای فروش جنسش
دنبالت بیاید. اما امتحان کردن خوراکی‌ها خالی از لطف نیست. شاید در تمام سریلانکا
اینجا تنها جایی باشد که این‌همه خوراکی متنوع را می‌شود با هم دید!. زیتون با سس
مخصوص فلفل، عنبه با فلفل، انواع شیرینی‌جات زنجبیلی و از همه مهمتر آبمیوه‌های
تازه در ظروف به غایت کثیف! و تعدادی میوه وحشی که تا به حال حتی تصاویرشان را هم
ندیده بودم ولی کلا خوش مزه بودند. نوشیدن آبمیوه‌ها که با یخ‌های چندبار مصرف به
خوبی خنک شده‌اند پس از یک کوهپیمایی در هوای گرم حسابی می‌چسبد.

 

با رسیدن به درب ورودی مثل تمامی نیایشگاههای بودایی باید
کفشها را کند که البته با توجه به داغ بودن کف زمین در بسیاری از مواقع غیرقابل
تحمل می‌شود. پنج غار در میان تخت سنگ بزرگی وجود دارد که درون هر غار تعدادی از
مجسمه‌های بودا و همچنین راهب‌های بودایی قرار دارد.

 

اندازه غارها از چند متر تا چند ده متر مختلف است. مجسمه‌ها
از جنس سنگ می‌باشند و در موقعیتهای مختلفی قرار گرفته‌اند و بازگوکننده
داستانهایی از بودا هستند. این مجموعه در لیست میراث جهانی قرار دارد و برای
بازدید از آن بیش از 2 ساعت زمان نیاز است.

بلافاصله به سمت یکی دیگر از مهمترین دیدنی‌های سریلانکا
یعنی صخره Sigiriya
حرکت کردیم. این محل حدود 30 کیلومتر با غارها فاصله دارد و تا رسیدن به آن 45
دقیقه زمان نیاز است. این اثر نیز در لیست میراث جهانی قرار دارد. ورودیه این مکان
30 دلار است. پارک کوچکی که زمانی باغ گیاهشناسی بوده ولی در اثر عدم توجه در حال
نابودی است در کنار محل بلیط فروشی قرار گرفته است. این مجموعه که بیشتر به یک
قلعه  یا کاخ صخره ای می ماند علاوه بر
آثاری که بر روی صخره‌ای که 200 متر از سطح زمین فاصله دارد، دارای بناهایی نیز در
پایین صخره است. این مجموعه با خندقی که اکنون نیز آب دارد محافظت می‌شده است. با
گذر از روی خندق وارد محوطه باغ سلطنتی می‌شویم که بناهایی از ساختمانهای قدیمی که
بیشتر به شهر کوچکی می‌ماند و همچنین بقایای چند استخر کوچک جلب نظر می کنند. مسیر
زیبایی شما را مستقیما به سمت صخره هدایت می‌کند بیش از هر چیز توریستهایی را می
بینید که با انواع فیگورهای مختلف در حال عکاسی هستند. صخره به تنهایی نوید‌بخش
پله‌هایی فراوان است.

 

درست وقتی به زیر صخره می‌رسیم با تعداد زیادی پله مواجه می‌شویم
که تعدادی در سنگ تراشیده شده است و تعدادی نیز به صورت پیش‌ساخته در محل قرار
گرفته‌اند. بعد از گذر از یک دالان و بالارفتن از یکسری پله‌های مارپیچی به محوطه‌ای
غار مانندی که تعدادی نقاشی دیواری بر روی آن نقش بسته است، می‌رسیم. این تصاویر
که نقوشی از زنان است بیش از 1000 سال قدمت دارند.

 

 

سپس وارد کوریدور
باریکی شدیم که ما را به محوطه دیگری که نقش برجسته پنجه شیر قرار دارد هدایت می‌کند.
در این مسیر ما تخته‌سنگی را دیدیم که زیر آن تعدادی سنگهای کوچکتر قرار داشت،
گفته می‌شود این تخته‌سنگ در زمان حمله دشمن بیشتر جنبه دفاعی پیدا می‌کند. یعنی
با هل دادن سنگ و حرکت کردن آن به سپاه دشمن صدمه وارد می‌کرده است. Lions Paw یا پنجه شیر در حقیقت دو پنجه شیر
سنگی است که از بین آنها پله‌های سری دوم آغاز می‌شود.

 

 تصور اینکه در
گذشته چگونه به بالای صخره صعود می کردند کمی دشوار است. اکنون از پله‌های فلزی
برای این منظور استفاده شده است. پس از اینکه به بالای صخره‌ رسیدیم با محوطه
مسطحی روبرو می‌شویم که بقایایی از قصر و قلعه و همچنین استخری که برای ذخیره آب
استفاده می‌شده است روی آن قرار دارند. تختی از جنس سنگ نیز در قسمتی از این قصر
قرار داشته که چشم‌انداز بی‌نظیری را برای پادشاه فراهم می‌کرده است. برای بازدید
از این مجموعه بیش از 3 ساعت نیاز است.

 

 در مسیر بازگشت و
خروج از درب جنوبی حتما از غار کبری که غاری در زیر تخته سنگی به شکل سر مار کبری
است دیدن کنید. این غار برای بودائیان مقدس است. در کنار پارکینگ دکه‌ای بود که
علاوه بر چای و قهوه، غذای جالبی نیز سرو می کرد که بسیار جالب بود. در ظروف فلزی
کاسه‌ای شکلی که روی اجاق‌گاز قرار دارد لایه نازکی از مایع خمیر نان می‌ریزند و
بدین طریق نانی که شبیه نان ساجی ماست پخته می‌شود در همین موقع تخم‌مرغ هم روی نان
زده می‌شود و غذای لذیذ و البته ارزانی تهیه می‌شود این غذا را با سس تند می‌خورند
و به آن Appa
می‌گویند.

 

 بعد از خروج از Sigiriya از راه میانبر به سمت شهر باستانی Polonnaruwa حرکت کردیم. از کنار منطقه حفاظت شده
Minneriya  عبور کردیم در طول مسیر تمامی حاشیه منطقه حفاظت
شده با سیمهای برقدار جداسازی شده بود. هوا کم‌کم داشت تاریک می‌شد که به روستای
کوچکی رسیدیم. زن و دختر کوچکی را که تازه از مزرعه به خانه برگشته بودند را در
کنار منزلشان دیدیم و از آنها خواستیم که در صورت امکان اجازه دهند تا از منزلشان
بازدید کنیم. خانه یک اتاق حدود 12 متر در 4 متر بود که با دو دیوار در وسط به سه
فضا تقسیم شده بود. قسمت جلویی که در کنار درب ورودی قرار داشت مخصوص دعا و نیایش
بود. چندین مجسمه بودا در روی میز کوچکی قرار داشت. پشت آن اتاق خواب و در قسمت
انتهایی خانه که با در به حیاط پشتی متصل بود، آشپزخانه قرار داشت. توالت و
دستشویی هم در خارج خانه قرار داشتند. زندگی بسیار ساده و تنها از ملزومات اولیه
زندگی تشکیل شده بود. در پشت خانه مزرعه ذرت قرار داشت.

 

 

بعد از حدود 60 کیلومتر و حدود 2 ساعت به شهر
Polonnaruwaرسیدیم
و مستقیما به سمت هتل که Sudu
Araliya نام داشت حرکت کردیم. این هتل درکنار دریاچه بزرگی قرار دارد که
منظره و چشم‌انداز زیبایی را برای آن ایجاد کرده است. اتاقهای این هتل بزرگ و
بسیار تمیز است.

در این هتل قسمتی هم برای ماساژ با استفاده از روغنها و
گیاهان دارویی وجود دارد که اصطلاحا به آن Ayurveda می‌گویند.

 

روز سوم:

صبح پس از صبحانه‌ای مفرح، گشتی هم در محوطه اطراف هتل
زدیم. تنوع پرندگان در دریاچه کنار هتل بسیار جالب بود. عده‌ای هم با قایق مشغول
ماهیگیری بودند.

 

محوطه تاریخی شهر قدیمی   Polonnaruwa بسیار وسیع است. در کنار درب ورودی
محل بلیط فروشی و موزه قرار دارد. قیمت ورودیه 25 دلار است. ساختمان موزه که از
ابتدا به همین منظور ساخته شده است طراحی جالبی دارد و با استفاده از تالارهای
مختلف به کلاسه‌بندی تاریخ کمک کرده است. بسیاری از بناهای موجود به صورت ماکت
بازسازی شده‌اند و به شما می گویند که در گذشته این بناها چه شکل داشته اند. در
کنار موزه دریاچه‌ای بزرگ قرار دارد که به صورت مصنوعی ایجاد شده‌است. با وجود
اینکه سریلانکا کشوری پرباران است ولی مردم اعتقاد دارند که نباید آب هدر رود. لذا
با ایجاد دریاچه‌های مصنوعی و کانال‌کشی‌های وسیع توانسته‌اند آبهای جاری را حفظ
کرده و به مصارف کشاورزی بزسانند.

محوطه Polonnaruwa
به حدی بزرگ است که حتما باید باید با اتومبیل در آن به گشت پرداخت. این مجموعه
نیز جزء میراث جهانی است. ابتدا از Royal
Palace که مجموعه‌ای از بناهای سلطنتی در 1000 سال قبل است بازدید کردیم.
بیشتر این بناها بر روی سکویی چهارضلعی قرار دارند. در ورودیه تمامی بناها یک سنگ
در کف زمین وجود دارد که به Moonstone
مشهور است و معمولا از تصاویر چندین ردیف فیل، مار، پرندگان تشکیل شده که به شکل
دوار بر روی سنگ نقش بسته اند.

 

 سنگ بزرگی به ابعاد
9 متر در یک ونیم متر نیز که بر روی آن نوشته‌هایی از کتاب Ola دیده می‌شود، وجود دارد. چند معبد
بودایی را نیز می توان در اینجا دید. تعداد زیادی دست فروش مشغول فروش صنایع دستی
عمدتا چوبی هستند که می‌توان با کمی چانه‌زدن آنها را به یک‌سوم قیمت اولیه خرید.

 

همچنان که با اتومبیل به سمت شمال می‌رویم از میان ویرانه‌هایی
از این شهر قدیمی عبور می‌کنیم که در روزگاران گذشته برای خودش برو بیایی داشته
است. Dagoba بزرگی نیز در مسیر قرار دارد و اما شاید
مهمترین دیدنی این مجموعه چهار مجسمه بزرگ سنگی  از بودا است. این چهار مجسمه که به Gal Vihara شهرت دارند، یکی بودا ایستاده به
ارتفاع 7 متر، دیگری بودا را در حالت درازکشیده در حالتی که بالشی زیر سر دارد
(گفته می‌شود بیانگر آخرین لحظات زندگی بودا بوده است) را به تصویر می‌کشد و 14
متر طول دلرد. دو مجسمه دیگر، بودا را در حالت نشسته به تصویر کشیده‌اند.

 

 

در شمالی‌ترین قسمت این مجموعه حوضی به شکل نیلوفر آبی وجود
دارد. بازدید از این مجموعه و موزه حدود چهارساعت زمان نیاز دارد.

 

مقصد بعدی ما شهر کندی Kandy است. این شهر در منطقه کوهستانی قرار
دارد بعد از 4 ساعت رانندگی و 140 کیلومتر به شهر وارد شدیم و بلافاصله به هتل Devon رفتیم. اتاقهای این هتل هم بسیار
تمیز و مرتب است. چون در داخل شهر قرار دارد محوطه سبز ندارد و استخر آن هم کوچک
است.

 

روز چهارم:

صبح به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. دریاچه‌ای در مرکز شهر
قرار دارد و تقریبا تمامی مراکز مهم و هتلها در اطراف آن قرار گرفته‌اند. بر روی
دیوار برخی ساختمانهای شهر تابلو کوچکی نصب شده که بر روی

/ 10 نظر / 100 بازدید
سعید17

سلام عمو افشین با ذوق شوق فراوان پای گزارش سفرتون به اندونزی نشستم و همه داستان سفر رو خوندم خوشبحالتون که به خیلی از جاهای توریستی تفریحی دنیا سفر کردین برای من انگیزه ای شد تا در آینده ای هرچند دور! اما حتی به اندونزی برم راستی یک سوال هم داشتم هزینه تخمینی سفرتون به اندونزی جدا از مخارج داخل اندونزیتون چقدر بود؟؟ و هزینه تخمینی مخارجتون در اندونزی؟ ممنون میشم اگه پاسخ بنده رو بدید

سعید17

مرسی بابت پاسخگویی بله متوجه فرق بین سفر شما با سفر های عادی شدم بنده میخوام در انتهای این تابستان یا تابستان سال آینده یک سفر یک هفته ای و یا شاید 4.5 روزه به یکی از شهر های اندونزی داشته باشم برای اقامت چند روزه بنظرتون یاد داشتن زبان انگلیسی کفایت میکنه برای سفر یا نیاز به راهنما هست!؟ احتمالا باید با یکی از تورهای ایرانی به این کشور برم! اما نمیدونم از این طریق میتونم در اندونزی از تور جدا بشم یا نه!! مقصد من Purworejo, Jawa Tengah . با این اوصاف بنظرتون با چه مقداری پولی به این سفر برم؟(کل هزینه ای که نیاز هست برای سفر رفت و برگشت "جدا از بلیط") مقدار تخمین شما میتونه بهم کمک کنه. و ببخشید که دوباره شاید سوالمو به نحوه دیگری پرسیدم چون من اطلاعات کافی تو این زمینه ندارم و ازین بابت کمی نگرانم...

نینا

سلام وقتتون بخیر..خیلی ممنون از سفرنامه خوب و اطلاعات کاملتون واقعا عالی بود دستتون درد نکنه..فقط من یه سوال داشتم میشه لطفا بگید شما تورتون رو از کجا گرفتید؟ اخه تورهایی که از ایران میرن فقط کلمبو و بنتوتا میبرن تازه 5روزش رو کلمبو هستن که واقعا نسبت به جاهای دیگش چیزه زیادی واسه دیدن نداره..نوشته بودید از توره محلی استفاده کردید میشه لطفا راه تماس باهاشون رو برای من ایمیل کنید اگه زحمتی نیست؟ مثلا ایملشون..تلفنشون..سایت..و هر چیزه دیگه ای که بتونم یه توره خوب اونجوری که خودم میخوام برنامه ریزی کنن برام..خیلی ممنون میشم.. موفق باشید

ایدا

سلام.من دانشجوی مدیریت جهانگردی هستم.و سفرنامه ی شما به سریلانکا کمک زیادی به من واسه پروژه ای که مربوط به کشورسریلانکا داشتم،کرد.... تن ـتون سالمو همیشه در سفر باشید ..

ثریا

سلام خیلی از سفرنامه تان تشکر می کنم این قدر خوب نوشتید که من هم همراه شما سفر می کردم .اقای افشین من ادم معتقدی هستم و رعایت مسائل شرعی را می کنم اونجا وضعیت غذا چه طور بود از لحاظ گوشت و یا چیزهای دیگه توی هتل چی میدادن؟ ایا برای نماز مسلمانها داشتن؟ من یک دوست مسلمان توی شهر کالامونای دارم می خوام بلیط رفت و برگشت را فقط بگیرم اونا از من دعوت کردن برم بلیط را از کجا باید بگیریم؟

علیزادگان

سلام. آقا دلم نیومد از کار قشنگت و توضیحات کامل و عکس های زیبات دوباره تشکر نکنم. واقعا وبلاگ بدرد بخوری داری به کلی از دوستام معرفیش کردم. فقط چند تا سوال دارم: از راننده ای که تو سرینکا باهاش بودی راضی بودی؟اگر خوب بود ایمیلی چیزی ازش داری به ما بدی؟ نکته ای هم اگر به نظرت میرسه بگو. مرسی

روشنا

عالی

کتایون

سلام ممنون از اینهمه اطلاعات خوب وکاملتون لطفا ذر مورد قیمت این تور داخلی که گرفتید بنوسید وآیا این شامل هتلها در هر شهر میشود وجزییات بیشتری درهمین زمینه بیشتر توضیح دهید ممنون خواهم بود

سعید

ممنون بابت توضیحاتتون ام راجب تفریحات غیر مجاز هیچی نگفتیدا.جو مثل تایلند هست.اوضاع دیسکو ها چجوره؟

مهدی عبدی

درود اطلاعات سفرتون خیلی مفید بود - من هم مثل شما عاشق سفر هستم و وبلاگ گردشگری دارم www.mehdi-abdi.blog.ir امیدوارم در تمامی مراحل زندگیتون موفق باشید